ای مجنون!
ای دل و دیده ات بیهوده پر خون
بدان به زمانهء ما
لیلی هم،
تحفه ای دگر نیست.
شراب عشقش
لایق حتی،
جرعه ای نوش نیست...
وصل او آسان است...
لیلی آن لیلی نیست...
که بسوزاند و بر باد دهد
دین وآئین تورا،
نام تو را ؛
هجر او تلخ کند کام تو را
لیلی آن لیلی نیست...
او به هر لبخندی خندیده است
پیش هر دلبندی خوابیده است
روح و جسمش هر کدام
میوه ای گندیده است...
حیف تو ای مجنون
که از این لیلی ها
خیلی هست!
گر تو را باز بدو میلی هست
من تو را میبرمت
سر هر کوی و به هر شهر و دیار
تا ببینی که ز خیلی لیلی
همه جا سیلی هست
که از این لیلی ها خیلی هست...
برچسب:
نویسنده: چوک
تاريخ: دوشنبه
14 دی
1394 ساعت: 19:27