چقد بده از خانوادت بپرسن و ......
توهیچی نداشته باشی که با شوق وذوق تعریف کنی....
اونم نه بخواطر پول وثروت
نه بخواطر شغل پدرت
نه بخواطر ماشینتون
بخواطر اینکه
هیچ خاطره ای از پدرت تو ذهنت نباشه که تعریف کنی
مثله من...
مثله من...
هیچی نداشته باشی واسه تعریف کردن...
که تعریف کنی از تفریحاتتون
از خنده و غماتون
از.....
حتی نتونی تعریف کنی که چه شکلی بوده
و...
شناختت از پدرت یه قطعه عکس باشه...
این چند تا نقطه که میذارم کلی حرف پشتشه
پس...
این پستو نذاشتم که محبتاتون بیشتر شه وبیشتر توجه کنین نه..
فقط بخواطر اینه که...
امشب یه دنیا دلم گرفته...
و فقط موزیک میزارمو به بینهایت خیره میشم
زندگیمو دوست دارما ولی بعضی وقتا نمیشه با یه شرایطی کنار اومد...
بخواطر این گذاشتم
که کسی برا درد و دل نبود...
گفدم کجا بهتر از فضای مجازی
واینکه قدر خانوادتونو بدونین
خانواده باارزش ترین چیزه دنیاست...
ممنون که خوندید
و ببخشید.....
همین:))
برچسب:
نویسنده: چوک
تاريخ: سه
شنبه
15 دی
1394 ساعت: 4:33