
تو مرا آزردی...
که خودم کوچ کنم از شهرت...
تو خیالت راحت!
میروم از قلبت...
میشوم دورترین خاطره در شبهایت.....
تو به من میخندی....
و به خود میگویی:
باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...
برنمی گردم،نه!!!
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست و حرمت دارد.
برچسب:
نویسنده: چوک
تاريخ: چهارشنبه
16 دی
1394 ساعت: 20:18