پسر بغضش ميتركہ ميزنه زيره گريہ...(drop)
دختره میگہ چرا گریہ میکنے زندگيم(!?)
-پسر با هق هق ميگہ:کاش کور بودم دیروز با اون پسره نمیدیدمتـــــ...(paper)
دختر:پسرخالم بود(!)
پسر:پس چرا دستشو گرفتہ بودے(!?)
دختر:چون مثل داداشمہ(!)
پسر:پس چرا رفتے خونشون(!?)
دختر:خب رفتم خونه ے خالم دیگه عشقم اينطورے نكن توروخدا...
-پسره میگہ:تا حالا نمیدونستم داداشم پسر خاله ے تو میشہ ...(!)
برچسب:
نویسنده: چوک
تاريخ: شنبه
19 دی
1394 ساعت: 11:43