خرید بک لینک
جرئت یا حقیقت!؟
ادمک ها میگردند و زمان قندِ پیری را رویِ چهره و موهایشان میسابد...
عوض میشوند...
و بعد از از دست دادنِ زندگی که مطلوب بود...تازه به باید ها و نباید هایِ رفتارهایشان پِی
میبرند...
اما...حقیقت را مسکوت باقی میگذارند و طبقِ عادت دیرینه انگشتِ اتهام سمتِ دیگران میرود...
و روزی میرسد که وقتِ اعتراف است...
حقیقت ها را اعتراف میکنی...
فقط در صورتی که جرئتی باشد....
یا باز هم راهِ بیراهِ میروی....
میخواهی از تمامِ حقیقت ها فرار کنی....
پس شاهرگِ زندگی را میبری....
و باز هم فقط در صورتی که....جرئتی باشد...
و انتخاب با تو است!
جرئت یا حقیقت؟
"خدای من، نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی، میان این دو گمم،
هم خود را و هم تو را آزار میدهم،
هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی
و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی،
آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی“هیچ” یعنی “پوچ”

خدایا هیچ وقت رهایم نکن

فراموش نكن .....
معشوق اصلى خداست ، عشق هـاى
ديگر تمرين عاشقى اند .
اگــر كسى مبتلا به عشق الهى نشود
عشق هـاى ديــگرش همه ، پيشاپيش
شكست خورده است ......!!!

«اگر عاشق خدا شوی بی نیاز از هر معشوق دیگری! »

- - , .

برچسب: نویسنده: چوک تاريخ: دوشنبه 5 بهمن 1394 ساعت: 1:15

صفحه بندی