خرید بک لینک

تعداد بازدید : 16

این روزها که رفتی مدام فکر میکنم اگر بیایی برات بگویم چرا عاشقت شدم
میدانم نمیایی ! میدانم مصلحت را به دلت ترجیح دادی ! شاید هم دلت ...........
اما بزار بگویم روز اول مردی را دیدیم کمی جدی اتو کشیده و حتی تا حدی سنتی
شبیه مرد رویاهای من نبودی امااااااااااااااا در وجودت نگاهت و قدمهات که با من هماهنگ میکردی
مردانگی دیدم که جای خالیش تمام لحظات زندگیم را پر کرده بود من عاشق شدم
وقتی کنارت قدم زدم چهره ات هنوز جدی بود .ولی من تصویر تکیه گاه امن و اغوش مهربانی را دیدم که تا ابد
ارامش را مهمان خانه قلب کوچک و زخمی من میکند .
من عاشق مردانگی شدم که نصیبم نشد

- - , .

برچسب: نویسنده: چوک تاريخ: دوشنبه 12 بهمن 1394 ساعت: 18:11

صفحه بندی