خرید بک لینک
آفلاین


ارسالها : 531

عضويت : 9 /7 /1394

محل زندگي : تهران شلوغ

تشکر ها: 154

تشکر شده : 313

دوشنبه 12 بهمن 1394 - 19:33

این اواخر هم 2 تا شعر گفتم :
خموشم کردی..
ببین بامن چ کردی ...
دنیایم را سیه کردی....
لباس هایم را سیه کردی...
خموشم کردی ... خموش
ببین چقدر خموشند با من...
اطرافیانم را میگویم...
آنهایی که قبل تو با من روشن بودن..
آه ک اشتباه کردم...
نباید کلمه ی روشن را میگفتم...
دوباره ک گفتم..
میدانی چرا اینطور میکنم...
زیرا لیاقتش را ندارم ...
ن ندارم...
او متعلق به من نیست...
چیزیست که تا حالا درست و حسابی تجربه اش نکردم...
با کلیدی که داشتی در دست همان عشق
مثل چراغی مرا خموشم کردی...
خموشم کردی...
خموش...

- - , .

برچسب: نویسنده: چوک تاريخ: دوشنبه 12 بهمن 1394 ساعت: 22:29

صفحه بندی