تعداد بازدید : 3

سلامتی پسری که شب عروسی عشقش مست مست رفت دم در تالار نشست
اما عروسی رو بهم نزد …
صبر کرد تا عروس بیاد بیرون …
عروس اومد همه بهش هدیه میدادن …
پسر هم رفت هدیشو داد …
عروس گفت این چیه؟
پسر گفت: این همون قرانیه که بهش قسم خوردی مال من بشی…

حسادت میکنم به صــــــــــــــــــدای⚡ رعــــــــــــــــــــــد و برق⚡آسمــــــــــــــــــــــــان چـــه راحت دردش را فریــــــــــــــاد میزنــــــــــد
- - , .
برچسب:
نویسنده: چوک