خرید بک لینک

تعداد بازدید : 20

سلام ..... روز 22بهمن منو زهرام (رفیقم)رفتیم که تو راهپیمایی شرکت کنیم ولی شاید باورتون نشه ی دونه شعار از دهنمون بیرون نیومد زهرام میگفت مگه ازار داریم بیایم ی ملتو بکشیم و بعد باخیال راحت بریم خونه هااااااا...منو زهرام فقط میخواستیم باهم باشیم.. همین.... روز قبل 22بهمن منو زهرام و فاطی رفتیم خونه رفیقمون مهسا جاتون خالی خییییییلی خوش گذشت خییلی مسخره بازی در اوردیم و شاید اینجا جاش نباشه واسه این حرفم ولی کلی هم رقصیدیم...... دیروز که جمعه بود داشتم ماکت خونه درست میکردم اونم با چوب تموم دستای نازنینم از بین رفت..... الانم خییییییییییییلی خوابم میاد..

- - , .

برچسب: نویسنده: چوک تاريخ: شنبه 24 بهمن 1394 ساعت: 14:25

صفحه بندی