خرید بک لینک
آنگاه که غرور کسی را له می کنی،

آنگاه که کاخ آرزو های کسی را ویران می کنی،

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،

آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،

می خواهم بدانم،

دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

این سیگاری که می کشم...همان فریاد هایی است که نمی توانم بزنم...همان حرف هایی که یارای گفتن به کسی ندارم...همان دلتنگی هایی که روز به روز پیرم میکند...همان خاطراتیست که نه تکرار می شوند و نه فراموش...همان تنهایی هایی که کسی پُرش نمی کند...هــــمــــان درد هــــایی کــــه درمـــــان نــــــدارن

- - , .

برچسب: نویسنده: چوک تاريخ: دوشنبه 26 بهمن 1394 ساعت: 3:30

صفحه بندی