
لحظه ای خیره به چشمان تو و مست شدن
به سبوی همه ی باده کشان می ارزد ...!
غنچه ی خنده ،که بر روی لبت می شکفد ...
به هزاران گل لبخند زنان می ارزد ...
ارزش بودن همراه تو، درمقیاسی ست ...
که به اندازه ی هرگنج نهان می ارزد ...!
تابشی را که نگاهت به دلم می ریزد ...
به شب و گنبد الماس نشان، می ارزد ...
عشق تا در بزند، دل به تپش می افتد ..
تپش عشق ، به شور وهیجان می ارزد ....
عاشقی ، باگذر عمر ندارد ربطی ...
عشق، در منظرچشم همگان می ارزد ...

- - , .
برچسب:
نویسنده: چوک