خرید بک لینک

تعداد بازدید : 14

سیگارم را ازپنجره می تکانم...

دنیای شما زیرسیگاری من است...

سیگارم چه خوب درک میکند مرا.....

وای که چه زیبا کام میدهد....

این نو عروس هرشب تنهاییم....

لباس سپیدش را تا صبح برایم می سوزاند...

و من تا صبح برلبانش بوسه میزنم.

حکایت من....

حکایت کسی بودکه عاشق دریابوداماقایق نداشت...

دلباخته سفربود اماهمسفر نداشت

حکایت کسی بود که زجرکشید،اماضجه نزد

زخم داشت اما ننالید

گریه کرد امااشک نریخت

حکایت من حکایت کسی بود که پر از فریادبود

اماسکوت کرد تاهمه ی صدا هارابشنود.

- - , .

برچسب: نویسنده: چوک تاريخ: سه شنبه 27 بهمن 1394 ساعت: 20:03

صفحه بندی