خرید بک لینک

تعداد بازدید : 4

سلام
خیلی وقته نبودم

امروز دلم خوووب حالمو گرفت
بعد دو سال که صداشو نشنیده گرفتم بالاخره امروز کر ام کرد
خوووب دلتنگی ها رو به رخم کشید

خودشم فهمیده حوصله شو ندارم
میخواد از سینه ام بزنه بیرون

آه

اعصابشو ندارم بگید هیچی نگه تمومش کنه

reza

..نه تو میمانی

نه هیچ یک از مردم این ابادی

به حباب نگران لب یک رود قسم وبه کوتاهی ان لحظه نابی که گذشت

غصه هم میگذرد انچنان که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند

به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز

- - , .

برچسب: نویسنده: چوک تاريخ: چهارشنبه 28 بهمن 1394 ساعت: 19:37

صفحه بندی