
تو مرا آزردی...
که خودم کوچ کنم از شهرت تو خیالت راحت!
میروم از قلبت..
میشوم دورترین خاطره درشبهایت.
تو به من میخندی و به خود میگویی:باز می آید ولی...
بر نمیگردم،نه!!!
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست و حرمت دارد...

- - , .
برچسب:
نویسنده: چوک