خرید بک لینک

تعداد بازدید : 4

به زبان باران با تو سخن میگویم

نه به خاطر تو

به خاطر تمام نگفتههای دلم

که خوب میدانم هیچ ماندنی ابدی نیست

که یکی همیشه هست که نیست

که روی شانههای زندگیام

زانوی کسی ست

که هر شب از عشق تب میکند و فردا عشقش میمیرد

که تمام این عاشقانههایم سهم این غروبها میشود

که حرفهای دلم تمام میشوند و غروبها تمام نمی شوند

و من همیشه لابلای این شایدها و بایدها گیجم

“امیر وجود”

لذت دنیا داشتن کسی است
که دوست داشتنش
حواسی برای آدم نمی گذارد...

“امیر وجود”

- - , .

برچسب: نویسنده: چوک تاريخ: دوشنبه 3 اسفند 1394 ساعت: 19:32

صفحه بندی