داستان درباره یک پسر است که با یک پسر دیگه توی دبیرستان دوست میشه وتا شش سال با اون هست تا اینکه دوستش سرش رو کلاه میزاره
بخشیاز این داستان:...دستمو انداختم گردنش و گفتم این که میبینین آرتین نهال دویت من و مهران است به رو کردم به آرتین و گفتم اینم که میبینی رضا ملقب به گربه این شاسکول مهرداد ملقب به تاکسی زیرا با تاکسی خیلی اینور و اونور میره اینم مهدی ملقب به جنی زیرا علاقه خاصی به جن داره

تازه اومدم حمایت کنین
- - , .
برچسب:
نویسنده: چوک
تاريخ: شنبه
8 اسفند
1394 ساعت: 15:41